السيد الطباطبائي
155
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
بر فرضِ صرف نظر از امام معصوم ، آيا يك فرد عاقل براى تعيين مقدار چيزى دو معيار مىدهد كه يكى با ديگرى سازگار نباشد ! ؟ ! اگر كسى چنين كارى بكند بى ترديد دچار مشكل عقلى است . آيا چنين نسبتى را به افراد معمولى ديگر ، مى توان داد ؟ تا چه رسد به امام ( ع ) . اساساً اين مقال چه ربطى به علم امامت دارد ؟ چيزى كه درباره علم افراد معمولى نادرست است ، مى توان آن را به امام ( ع ) نسبت داد ؟ آيا امام به اندازه افراد معمولى هم علم ندارد ! ؟ ! اما پيام حديث : حديث مورد بحث ، هيچ نيازى به توجيه و تأويل ندارد . و همان معناى ظاهرى آن هيچ ابهامى يا منافاتى با ديگر حديث ها ندارد . شرح اين بحث نيازمند دو مقدمه است : مقدمه اول : مطابق عقيده شيعه ( تشيع ولايتى نه تشيع وصايتى ) انبياء و ائمه ( صلوات الله عليهم ) يك روح بيش از ديگران دارند بنام « روح القدس » كه با داشتن آن صلاحيت دريافت نبوت و امامت را دارند . براساس انسان شناسى مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) گياه يك روح دارد : روح نباتى . حيوان دو روح دارد : روح نباتى و روح غريزى . انسان سه روح دارد : روح نباتى و روح غريزى و روح فطرت . معصومين علاوه بر آن سه ، روح چهارم دارند بنام روح القدس . علم غيب آنان نيز به اين روح مربوط است . اين روح چهارم براى علم و عصمت است . و معصومين ( ع ) موظّف هستند مانند ديگر افراد با روح سوم زندگى كنند و علم غيب را در زندگى شان دخالت ندهند . در راه تبوك شتر پيامبر ( ص ) از اردو دور شده و گم شده بود ، حضرت افرادى را براى پيدا كردن آن فرستاد ، آمدند گفتند : نيافتيم . يكى از منافقين گفت : اين آقا براى ما از آسمان و زمين خبر مىدهد در حالى كه نمى داند شترش به كجا رفته است . رسول خدا فرمود : شتر من در فلان درّه افسارش به يك درختچه اى گير كرده ، برويد بياوريد .